حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

مگر به خواب ببینمت...

 

 

می‌دونی چندوقت بود به خوابم نیومده بودی؟ می‌دونی چندوقت بود با من اینقدر مهربون نبودی!

 

نظرات 2 + ارسال نظر
الف.کاف پنج‌شنبه 4 بهمن 1386 ساعت 07:17

یاد سپیده افتادم... عین اون حرف زدی...

سپیده جمعه 5 بهمن 1386 ساعت 13:01 http://gomshodegan.blogsky.com

عین عین من...
کاملا می‌فهمم چی می‌گید...

درست همین جمله رو المیرا از منم شنیده بود!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد