حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

 

 

من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
و از نهایت شب حرف میزنم


اگر به خانهء من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچهء خوشبخت بنگرم

نظرات 2 + ارسال نظر
شوریده یکشنبه 6 آبان 1386 ساعت 22:06 http://www.eshqh-tanz.blogsky.com

سلام ای دوست عزیز

بسیار زیبا بیان نمودی و دلنشین

به کلبه ما هم سری بزن خوشحال می شویم

موفق باشی.......شوریده

پاییز صحرا دوشنبه 14 آبان 1386 ساعت 02:51 http://paize-sahraa.blogsky.com

سلام دوست خوب خسته نباشی چه وبلاگ قشنگی داری ولی وقتی روشنایی هست چرا از تاریکی حرف بزنیم انشآالله همیشه روشن و موقق و موید باشی خوشحال می شم به وبلاگ من هم سری بزنی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد