حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

حسرت پرواز

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد...

 

می دونم تموم شده ولی با هم که غریبه نیستیم گل من.

دوستت که دارم حداقل بهترینم.

نظرات 1 + ارسال نظر
آزاده شنبه 9 تیر 1386 ساعت 14:09

از اینجا که رفتم

راه دوری نمی روم

اما نمی بینی ام

می پرم توی خواب هایت بی گاه

به شکل کبوتری

یا کابوسی

که صبح ها هر چه بیشتر فکر کنی

بیشتر یادت نیایم

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد