| |
| جمعه 1 مهر ماه سال 1390 |
| بی اغراق |

صدای پای خواب در گوش سنگین خستگی ها مرز دیوانگی کنار دیوار دلبستن به خط ممتدد دوست داشتن پس فلسفهٔ آزادی فریاد هوس همیشگی و زلف بی انتهای ماه من
|
|
| |
| شنبه 22 مرداد ماه سال 1390 |
| سر افراز |

دوغ و ریحان . . .
حالا که ترس درون را شکست می دهم. وقتی حتی اٌرکیده پر از جوانه شده . . . هر جوانه ده ها غنچه . . .
چرا از خود سوال کنم، کودکم حق بازی دارد یا نه!
|
|
| |
| چهارشنبه 12 مرداد ماه سال 1390 |
| سزوار ۲ |

دراز نکشیده، رختخواب آتش می گیره و بالش خوابهای شیرین تبدیل به سیم خاردار می شه. بی خوابی نرفته، بر می گرده. همسایه های خواب، شرم فریاد زدن و خدای شرمسار.
امشب فقط عقده پا می ده.
مَرد نه، کوه می خواهد نپکیدن .
|
|
| |
| یکشنبه 2 مرداد ماه سال 1390 |
| سزاوار |

آسمان ابری نیست . . . بارانی می آید. مگس ساعاتی دوستم می شود. مرگ گردنم را نوازش می کند. نوازش را دوست دارم.
|
|
| |
| پنجشنبه 23 تیر ماه سال 1390 |
| خفگی |

دهان حریص و چشمان مریض. دستان بی احساس و پول کثیف.
این لجن با مهتاب نقره هم پاک نمی شود.
|
|