| |
| جمعه 31 شهریور ماه سال 1385 |
|
 |
|
| |
| یکشنبه 26 شهریور ماه سال 1385 |
| شبم صبح نمیشه |
میخوام از یاد همه برم تا شاید به یادم بیفتی. ببینی چقدر خرابتم. دوست داشتم بودیو میدیدی که چقدر به یادتم . شبم صبح نمیشه اگه با یاد تو نخوابم. خدا خودش میدونه چند بار تصمیم گرفتم که فراموشت کنم نشد ! حالا چرا اینا رو میگم آخه هیچکس رو به جز تو نداشتم که باهاش دردو دل کنم که تو هم هیچ وقت نفهمیدی چی میگم . خوب حالا دارم اینجا مینویسم دارم با اینترنت دردو دل میکنم )):.
 |
|
| |
| سه شنبه 14 شهریور ماه سال 1385 |
| تقلب |
سلام آااااااااام. چی بگم آخه. میدونی باز چی شده . بازم اینگر یه عالمه سنگ قورت دادم ! گشنم نیست تشنم نیست فقط اونو میخوام ! نه نه امشبم رمانتیکش نمیکنم اتفاقا اساسی بچگونست ! هروقت که عاشق میشم میشم این اون اولا ! میگن عاشقی رو نمیشه تو کتابا یاد گرفت ولی من میخوام که یه جوری درستشو یاد بگیرم آخه فکر کنم یه جورائی اشتباه میکنم همیشه آخه بابا مگه میشه اینقدر بیریختو بد ترکیب باشم که طرف اصلا تو خوابشم نبینه که من بخوام عاشقش بشم. خدا خودش برسونه یکی رو واسه من که بهم یک کم تقلب برسونه حداقل تو این مورد ! راستی بانو مرسی واسه نظر خوبت خوبم ! ولی من خودم رو گم نکردم که بخوام تنها باشم که پیداشون کنم درضمن عزیزم تو هفت اسمون من هم یه رفیق پیدا نمیشه که بخوام حالا بهش بگم یه هفته بیخیال من شو ! بازم ازت ممنونم
 |
|
| |
| یکشنبه 5 شهریور ماه سال 1385 |
| امشب |
یه روز از عشقی نمیدونی قلمو از کدوم ور باید بگیری دستت. یه روز از بدبختی هوس مردن میکنی. ای خدا آخه به اون خدایت بگو این چه وضعش . باز بدبختیمون بمون یه کنار یکی بیاد این دل رو بگیره کنسروش کنه اینقدر مثل اهنربا نچسب به هر پیت حلبی که میبینه. نمیخوام امشب زیاد رمانتیکش کنم آخه یه عمر رمانتیک گفتیمو شنیدیم هنوز اینجائیم. دل کیلو چند امشب.
|
|